بازدید امروز : 22
بازدید دیروز : 27
کل بازدید : 4181
کل یادداشتها ها : 68
تمام حرفهایم سکوت شده اند
چیزی جز سکوت نمی بینم
گاهی دردهایم سخت؛ تلخ میگیرند مرا
چه شده است مرا و این دنیا را؟
نمی گیرد دلش از این همه سنگدلی؟
نمی بیند دست و پا زدن ها را؛ دردها را؛ گریه ها را؛ فغان ها را؟
گاهی درد هایم سخت؛ تلخ سراغ میگیرند مرا
لذتی دارند
اما ..
می شِکَنند باز مرا
که می شکافد قلب ها را؛ حتی سنگ ها را
می شِنوم؛ سراسر ذکر سکوت شدن ها را
خیالی نیست؛ بگیرد تلخ تر و سخت تر سراغم؛ حتی جانم را
بگوییدش آماده است
هم بگوییدش گفته ام بسم الله!
بیا و دیگر برگیر؛ تأخیر چرا؟